مصرف ماده مخدر گل، سالهاست یکی از موضوعات بحثبرانگیز حوزه سلامت و آسیبهای اجتماعی است؛ موضوعی که پرسشهایی را درباره شیوه مواجهه جامعه با مصرفکنندگان، بهویژه نوجوانان و جوانان مطرح کرده است. کارشناسان بر این باورند که انکار واقعیت، نبود آمار شفاف و هشدارهای اغراقآمیز، نتیجهای جز کاهش اعتماد نسل جدید ندارد و باید در کنار کنترل عرضه، رویکردهای آموزش صادقانه نیز مورد توجه قرار گیرد.
یکسانانگاری با سیگار
برخی بر این باورند که گُل همانند سیگار، عوارض کمی دارد و ممکن است روزی مصرف این مادهمخدر هم رسمی و قانونی شود. حمید یعقوبی، دانشیار روانشناسی بالینی دانشگاه شاهد در میز گِردی که در ایرنا با عنوان نحوه مواجهه با مصرف گُل در ایران برگزار شد، در پاسخ به سوالی در این رابطه گفت: درست است که برای سیگار چنین رویکردی اتخاذ شده، اما عوارض جسمانی و روانی مصرف گُل، بسیار گستردهتر و سنگینتر از سیگار است.
امید مساح، پژوهشگر مرکز تحقیقات سوءمصرف مواد و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم توانبخشی هم در این میزگرد گفت: یکی از نشانههای اختلال مصرف گل این است که فرد علیرغم آگاهی از آسیبهایی که به خود میزند و با وجود اینکه عملکردش دچار اختلال میشود، همچنان بر مصرف پافشاری کرده و آن را ادامه و حتی افزایش میدهد.
به گفته مساح، باید در برابر این نوع از موادمخدر، قوانینی وضع شود و اگر نمیتوان آن را به طور کامل کنترل کرد، حداقل به سمت کاهش آسیب و رویکرد هزینه- فایده رفت؛ یعنی تشخیص داد که در چه نقطهای، جامعه کمترین آسیب را دارد. هر جامعهای باید این نقطه برش را برای خود پیدا کند. برای مثال، الگویی که کشور اروگوئه در پیش گرفته، کاملا دولتی است؛ بدین صورت که ماده، فقط در مکانهای دولتی و به مقدار بسیار محدود و برای گروه سنی خاص (۲۱سال به بالا) عرضه میشود و تعداد فروشگاههای آن بسیار محدود است.
لزوم جرمزدایی از مصرف
مساح گفت: جرمزدایی از مصرف، بار سنگین انگ اجتماعی، مشکلات ناشی از مصرف و فشار بر نیروهای انتظامی و قضایی را کاهش میدهد. به نظر میرسد ما در ممنوعیت موفق نبودهایم و بسیاری از کشورهای دیگر نیز موفق نبودهاند. بنابراین گام نخست، جرمزدایی است که نیازمند بررسی پیشنویسهای قانونی و تعاریف مرتبط است تا بار قانونی و هزینههای آن کاهش یابد.
وی ادامه داد: گام دوم، برنامهریزی برای اجرای پایلوت در استانهایی است که مصرف بیشتری دارند یا مشکلات بیشتری وجود دارد. وقتی جرمزدایی انجام شود، میتوان نوجوانان و جوانان مصرف کننده را غربالگری و شناسایی کرد و مراکز محرمانهای برای مراجعه آنها در نظر گرفت؛ به گونهای که فرد مشکوک به مصرف، بتواند بدون ترس از افشا، به مراکز بهداشت، سرای محله یا پایگاههای سلامت مراجعه کرده و خدمات لازم را دریافت کند. همچنین افرادی که زمینههای ژنتیکی، اختلالات اضطرابی، اختلالات روانی، افت تمرکز یا افت تحصیلی دارند و در گروههای پرخطر قرار میگیرند، زودتر شناسایی شوند. اگر جرمزدایی نکنیم، همه این موارد پنهان میماند.
مساح افزود: وقتی جرمزدایی انجام شود، میتوان نوجوانان و جوانان مصرف کننده را غربالگری و شناسایی کرد و مراکز محرمانه برای مراجعه آنها در نظر گرفت تا فرد مشکوک به مصرف، بدون ترس از افشا، به مراکز بهداشت، سرای محله یا پایگاههای سلامت مراجعه و خدمات لازم را دریافت کند.
وی گفت: آخرین پیمایش ملی مصرف مواد در ایران مربوط به ۱۳۹۴ است و هنوز نتایج پیمایش ۱۴۰۴ که من ناظرش بودم، منتشر نشده؛ حتی مجری طرح نیز جرأت انتشار نتایج را ندارد. اطلاعات در ستاد مبارزه با موادمخدر محرمانه باقی میماند و کسی از آمار دقیق، مطلع نمیشود. در نتیجه، کسی نمیداند که در سال ۱۳۹۴ میزان مصرف چقدر بوده و اکنون به چه سطحی رسیده است.
رویکرد کاهش آسیب
یعقوبی، دانشیار روانشناسی بالینی گفت: ما دو رویکرد داریم، یکی ریشهکنی که عملا شدنی نیست و دیگری کاهش آسیب که به نظر میرسد رویکرد مناسبی باشد. در خصوص گُل، مسألهای که بسیار مؤثر خواهد بود، اصلاح هنجارهای ذهنی جوانان است، زیرا بسیاری از جوانان تصور میکنند گُل مادهای بیخطر است. یکی دیگر از مشکلات اساسی کشور، عدم انتشار آمارهای دقیق است. وقتی آمار در دسترس نباشد و فرد در اطراف خود چند مصرفکننده ببیند، این تصور ایجاد میشود که همه جوانان مصرفکننده هستند. بخشی از این عدم انتشار آمار به دلیل انکار و ترس از اتهام سیاهنمایی است، در حالیکه در بسیاری از کشورهای جهان، آمار مصرف مواد به راحتی در اینترنت در دسترس است و هیچ مشکلی نیز ایجاد نمیکند.
وی ادامه داد: زیرساختهای درمانی نیز باید مورد توجه قرار گیرد. بسیاری از مشکلات روانشناختی و علل زیربنایی مصرف مواد، به نبود خدمات رواندرمانی و روانشناسی در کشور بازمیگردد. در جهان دهههاست که این خدمات رایج شده اما بیمه در ایران، خدمات رواندرمانی و روانشناسی را پوشش نمیدهد و هزینههای آن برای بیمار و درمانگر هر دو گران است.
مساح نیز در این رابطه گفت: اگرچه آموزش و آگاهسازی بسیار مهم است اما کافی نیست. اگر تنها به آموزش بپردازیم، اما شبکههای اجتماعی همچنان جذابیتهای مصرف را در فیلمها و سریالها نشان دهند و اَشکال مختلف آن مانند ویپ، پاد، پیچستون و رول در دسترس باشد، آموزش بیاثر خواهد بود.
لزوم خدمات مشاوره محرمانه
مساح تأکید کرد: خدمات مشاورههای محرمانه باید برای نوجوانان در دسترس باشد. پیامها نباید به صورت خطابه و سخنرانی ارائه شوند، بلکه باید دوستانه و صادقانه باشند. نوجوانان امروز در جستجوی اطلاعات بسیار باهوشتر و توانمندتر از ما هستند. اگر به آنها بگوییم که یک بار مصرف گُل مغز را نابود میکند، اما خودشان جستجو کنند و ببینند که چنین نیست، به سایر حرفهای ما نیز بیاعتماد میشوند (اختلال حافظه ناشی از مصرف در کسانی که تازه مصرف میکنند، در طول زمان ایجاد میشود و با افزایش دفعات مصرف، این اختلال بیشتر خواهد شد). باید پیامهای صادقانهای به نوجوانان ارائه دهیم؛ پیامهای اغراق آمیز و ترسناک اعتماد آنها را از بین میبرد.
وی ادامه داد: ضمن این که، برای هر گروه مخاطب، رویکرد متفاوتی لازم است. برای کسانی که گاهی مصرف میکنند، باید اقدام کنیم تا مصرف «گاهی» به «همیشگی» تبدیل نشود و برای کسانی که مصرف روزانه دارند، باید آنها را شناسایی و غربالگری کنیم و خدمات درمانی مناسب را برای ایشان ارائه دهیم.
لزوم سیاستگذاری همزمان
مسأله نوجوانان و جوانان و ماده «گُل»، تنها مسأله یک ماده مخدر نیست؛ نحوه مواجهه جامعه با پدیدههایی است که وجود دارند، حتی اگر نخواهیم آنها را ببینیم. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که صرف ممنوعیت یا آزادسازی، هیچکدام پاسخ کامل نیستند و سیاستگذاری در این حوزه نیازمند توجه همزمان به سلامت، آموزش، پیشگیری و کاهش آسیب است. درمورد کشور ما شاید نخستین گام، پذیرفتن این واقعیت باشد که گفتگو با نوجوانان، زمانی اثرگذار است که بر پایه صداقت و اعتماد شکل بگیرد و نه ترس و ارعاب.
شما چه نظری دارید؟